دین یهود چند قرن پیش از ظهور اسلام درعربستان نفوذ یافته بود وبرخی مناطق یهودی نشین رابوجود آورده بود . معروف تر از همه آنها یثرب بود که بعدها مدینه نام گرفت .یهودیان یثرب سه طایفه بنی نظیر ـ بنی قریضه ـ بنی قینقاع بودند . یهودیان نیز همچون مسیحیان از بعثت قریب الوقوع پیامبر اسلام (ص) آگاهی داشتند : به پفته قرآن « اهل کتاب پیامبر اسلام را همچون فرزندان خویش می شناختند.«بقره 146» « انعام 20 »

واوصاف اورا که در تورات وانجیل خوانده بودند در او می یافتند .« اعراف 157 »

بنابراین انتظار می رفت که آنان زودتر از مشرکان مکه مسلمان شوند اما پیامبر اکرم (ص) در صدر اسلام تنها با آزار واذیت وکار شکنی از جانب یهود رو به رو بود . برخی از این کار شکنی ها ه شرح ذیل می باشد :

1) اوصاف پیامبر اسلام را کتمان کرده ویاتغییر می دادند ومی گفتند : ماوصف محمد را در کتاب های خود نیافتیم وصفات او ، صفات پیامبری که می گفتیم خواهد  آمد نیست .

2) طرح یک سلسله در خواست های نامعقول وغیر منطقی ؛ همچون در خواست فرود آمدن کتاب (یا نامه )از آسمان برای آنها « نساء 153» و « آل عمران 183»

3) تلاش برای تضعیف پایه های ایمان مسلمانان ، مثلا به یکدیگر می گفتند به آنچه بر مومنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید ودر پایان روز کافر شوید شاید آنها { از آیین خود } باز گردند .« آل عمران 72 »

4) سوال های پیچیده مذهبی به منظور آشفته کردن ذهن مسلمانان .ابن هشام . پیشین . ج 2 .ص 16

د) تلاش برای ایجاد اختلاف بین مسلمانان .ابن هشام پیشین ج 2 . ص . 204  205  .

 

 

 

 

علل مخالفت یهود با اسلام

1. اصولا یهودیان مردمانی سود جو وحریص «بقره 96» بودند وقرآن ، یهود ومشرکان را دشمن ترین دشمنان ،برای مسلمانان معرفی می کنند « مائده / 82» زیرا این دوگروه اهل منطق واستدلال نبوده وبا کینه توزی از هر کار شکنی ومخالفت کوتاهی نمی کردند .

2. تفکر نژاد پرستانه یهود که به پیامبر اسلام رشک  برده وپیامبری کسی را که از یهود نیست برنمی تابیدند .« بقره 90 و109 » و« نساء ـ 54 »

3. قرآن بسیاری از عقاید واعمال یهود ومواردی از تعلیمات تورات راباطل معرفی می کرد ودر بسیاری از احکام وبرنامه ها با یهود مخالفت می ورزید .« نساء 46 ـ 155 ـ 158 » و« توبه ـ 40 »

4. تغییر قبله:

از دیگر انگیزه های خلافت یهودیان با پیامبر موضوع تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه بود .پیامبر اسلام در مدت اقامت خود از مکه ومدتی پس از هجرت به امر خداوند ، به سوی بیت المقدس نماز می خواندند پس از انکه یهود ، دشمنی خود را آشکار کرد ، این موضوع دستاویز تبلیغ وسم پاشی برضد پیامبر قرار دادند ومی گفتند : او درآیین خود استقلال ندارد وبه سوی قبله ما نماز می خواند .

پیامبر اسلام از این موضوع آذرده خاطر شد ودر تنگنا قرار گرفته بودند وشب ها به طرف آسمان نگاه کرده وانتظار نزول وحی را داشت ، تابا رسیدن فرمان جدید تبلیغات یهود قطع شود .17 ماه پس از هجرت هنگامیکه پیامبر اسلام با مسلمانان دو رکعت نماز ظهر را به سمت بیت المقدس خوانده بود ، فرشته وحی نازل شد وفرمان تغییر قبله ابلاغ وپیامبر رابه سوی کعبه برگردانید وپیامبر دو رکعت دیگر نماز را به سوی کعبه گزارد.

تغییر قبله که استقلال مسلمانان را تامین می کرد برای یهود حادثه ای گران بود آنها بار دیگر فتنه آغاز کردند که چرا مسلمانان از قبله چند ساله خود صرف نظر کردند ؟

خداند پیش از فرمان تغییر قبله این موضع گیری آنها را به پیامبر گوشزد کرده بود وپاسخ آنها را برای او شرح داده بود .که مشرق ومغرب وتمام نقاط زمین مربوط به خداوند است وبه هر سوی که او دستور دهد باید نماز گزاردوهیچ نقطه ای دارای شرافت ذاتی نیست .

«به زودی نامردمان گویند :چه چیز آنها {مسلمانان} را از قبله ای که برآن بودند برگردانید ؟ بگو مشرق ومغرب از آن خداست .هر کس راکه بخواهد به راه راست هدایت کند» «بقره /142   

تمام تلاش وصبر پیامبر در مورد اینکه بایهودیان صدر اسلام به صورت مسالمت آمیز کنار آید علت کار شکنی ها وکینه ونفرت آنها نسبت به اسلام ومسلمانان بی نتیجه ماند .

از جمله این تلاش وفعالیت ها میتوان به عقد دو قرار داد زیر در صدر اسلام توسط پیامبر اشاره کرد . که هر دوی آنها توسط یهودیان زیر پا گذاشته شده اند.

نخستین قانون اساسی یا بزرگترین قرارداد وسند تاریخی در صدر اسلام که به پیمان نامه ی عمومی معروف است در مدینه بین مسلمانان ، یهودیان واعراب اوس وخزرج بسته شد . تا پیامبر اکرم به وضع اجتماعی مردم سر وسامان دهند واهداف بلند اسلام را اجرا نمایند .

از جمله مفاد قرار داد :

1) امضا کنندگان این پیمان دفاع مشترک از مدینه را برعهده خواهند دا شت .

2)مدینه شهری مقدس است وهر نوع خونریزی در آن حرام خواهد بود .

و...

دومین قراردادبسته شده بین یهودیان ومسلمین در صدر اسلام (ص) علاوه بر پیمان نامه ی جداگانه ای با هریک از سه قبیله ی یهودی بنی نضیر، بنی قینقاع، بنی قریظه منعقد ساخت که می توان آن را پیمان عدم تجاوز نامید .

مفاد قرارداد:

1) بادشمنان مسلمانان همکاری نکنند ومرکب ، اسلحه وابزار جنگی در اختیار آنان قرار ندهند .

2) هیچ گامی برضد پیامبر پیامبر ومسلمانان برندارند وپنهان وآشکار با زبان ودست ضرری به آنان نرسانند .

3) اگر برخلاف این قرارداد عمل کردند پیامبرحق هر گونه مجازات آنها ، اعم از هلاکت آنها یا اسیر کردن زنان وکودکان یا ضبط اموالشان را خواهد داشت .

این قراردا د را روسای سه قبیله یاد شده امضا کردند .

جنگ افروزی های یهود (ع)

٭جنگ با یهودیان بنی قینقاع

پیروزی مسلمانان درجنگ بدر علیه قریش ،برای یهود ومنافقان بسیار تلخ وناراحت کننده بود به همین دلیل یهودیان بنی قینقاع بعد از جنگ بدر به اقدامات خصمانه ای علیه پیامبراسلام دست زدند .پیامبر اسلام به آنان اخطار داد که از سرنوشت قریش عبرت بگیرد « آل عمران 12ـ 13» ومسلمانان شوید . چه اوصاف ونشانه های مرا در کتاب خود خوانده اید واز نبوت من خوب آگاهید ولی آنان می گفتند : پیروزی بر قریش تو را مغرور کرده است .

همچنان این ناسازگاری ادامه پیدا کرد تا روزی یکی از این یهودیان در بازار به یک بانوی مسلمان اهانت کرد وبه تدریج این موضوع با لجاجت ها وکار شکنی های یهود مبدل به جنگ شد وپیامبر اسلام دستور محاصره قلعه آنان را صادر کردند ودر نهایت محاصره وجنگ به نفع مسلمانان به پایان رسید وپیامبر اسلام به اصرار وخواهش عبدالله ابن ابی که قبلا با آنان هم پیمان بود موافقت نمود که آنان سلاح های خود را تحویل دهند واز مدینه خارج شوند .

جنگ خندق ( احزاب )

این جنگ بین مسلمانان ویهودیان بنی نضیر ومشرکان قریش در گرفت .

این جنگ با همکاری یهودیان بنی نضیر ومشرکان قریش آغاز شد . بطوریکه وقتی قریشیان از یهودیان پرسیدند : آیا دین مابهتر از دین محمد است وشما به حق نزدیکترید .

قریش نیز باسخنان آنان دلگرم شده وبا همکاری آنان آماده جنگ شدند.

● خداوند این داوری خصمانه آنها (یهودیان ) را چنین محکوم می کند :

آیا کسانی را که بهره ای ازکتاب ]آسمانی [ به آنان داده شد ه ندیده ای  که به جبت وطاغوت ایمان دارند ودرباره کافران می گویند : آنها از کسانی که ایمان آورده اند هدایت یافته ترند .

آنها کسانی هستند که خدا لعنتشان کرده است وهر کس را خدا لعنت برای یاوری نخواهد یافت »    «نساء ـ 51 و52 »

محاصره یهودیان بنی نضیروقریشیان در طول جنگ در اطراف مدینه وفشار آنها روی مسلمانان ، یهودیان قبیله ی بنی قریظه پیمان عدم تجاوز را شکستند وبه یاری یهودیان بنی نضیر وقریش آمدند .

اما در نهایت به علت ایجاد اختلاف بین قریظه وسپاه احزاب وکشته شدن عمربن عبدود وامدادهای غیبی خداوند نتیجه جنگ به نفع مسلمانان به پایان رسید .

٭ جنگ بنی قریظه

بعد از عقب نشینی احزاب وشکست آنان درجنگ خندق پیامبرماموریت یافتند که بی درنگ به سراغ بنی قریظه بروند کار آنها را یکسره کنند .زیرا یهودیان بنی قریظه علاوه بر این که پیمان عدم تجاوز را نقض کرده بودند مرتکب دو خیانت بزرگ علیه مسلمانان نیز شده بودند ؛

1) رساندن آذوغه وخوار وبار به سپاه احزاب .

2) ایجادرعب درون شهر ودر میان پناهگاه های زنان وافراد غیر نظامی توسط یک سلسله عملیات تروریستی .

که نتیجه جنگ ومحاصره مسلمانان به سرکوب شدن یهودیان بنی قریظه انجامید .

خداوند در قران می فرماید :

« وخداوند آن گروه از اهل کتاب ]یهود [را که پشتیبان وکمک مشرکان بودند را از حصار وسنگر هایشان فرود آورد ودر دلهایشان ازشما مسلمین ترس افکند تا آنکه گروهی از آنها را به قتل رسانیده وگروهی را اسیر گردانید وشما را وارث زمین ودیار واموال آنها کرده ونیز سرزمینی را که هیچ برآن قدم ]به جنگ [ ننهادید نصیب شما گردانید وخداوند برهر چیزبخواهد تواناست .» «احزاب 26 و27 »

جنگ خیبر

یهودیان خیبر از هر فرصتی برای ضربه زدن به حکومت اسلامی استفاده می کردند وخیبر به کانون دائمی فتنه وتوطئه  برضد اسلام تبدیل شده بود .

سران بنی نضیر نیز پس از شکست نظامی در مدینه به خیبریان پیوسته وبا آنان به همکاری پرداختند . دراین زمان پیامبر اسلام برای رفع دشمنی وخصومت های گذشته پیش گام شدند ولی ترتیب کوشش های صلح طلبانه پیامبر نافرجام ماند .

این جنگ پس از نبردی طولانی وسخت درنهایت با رشادت های حضرت علی (ع) به نفع مسلمانان به پایان رسید وخیبریان پس از شکست وتسلیم به استناد این که به امور کشاورزی آشناتر هستند از پیامبر تقاضا کردند که همچنان در سرزمین خود باقی بمانند وکشاورزی کنند .که پیامر اکرم (ص) بادرخواست آنان موافقت نمود مشروط بر اینکه هر سال نیمی از محصول کشاورزی خود را به حکومت اسلامی بپردازند وهر وقت آن حضرت خواستند از آن ملک بیرون روند .

« پیامبر اکرم (ص) که نماینده وپیام آور صلح در جهان بودند در ابتدا تلاش کردند که با قوم یهود از در صلح ومصالمت وارد شوند اما به خاطر کارشکنی ها ولجاجت های قوم منحوس یهود با یاری خداوند توانستند طی نبردهای متوالی ، پیروز مندانه آنها را سرکوب نمایند .

وچه زیبا تحقق می یابد این سخن خداوند در قرآن که می فرماید :

اولئک الذین لعنهم ا...ومن یلعن ا... فلن تجد له نصیرا (52) سوره نساء

آنها کسانی هستند که خدا لعنتشان کرده است وهرکس را خدا لعنت کند برای او یاوری نخواهی یافت . (نساء 52)